نه چپ معمول و نه راست معمول
رهبری مکررا گفتهاند در امر اقتصاد متخصص نیستند. این چارچوب و پایه باید با دقت و باتوجه به اندیشه و تجربه غربی و تجربه داخلی، مورد استفاده قرار گیرد و بومی سازی شود.

ملت بیدار آنلاین| رهبر معظم انقلاب امروز سخنانی را در موضوع حق کارگران بیان داشتند که در مواردی جلوتر از نگرشهای معمول سوسیالیستی بود. ایشان مفهوم ظلم به کارگر که در اندیشه اسلامی آمده است را گسترش داده و موضوعاتی مانند بیمه، بهداشت، آموزش، ابتکار عمل، سلامت خانواده، امنیت شغلی و... را به آن اضافه کردند. مارکس، رهبر فکری چپها توضیح داده بود که کارِ کارگر بدون آنکه مالکیتی بر آن داشته باشد به الیناسیون یا از خود بیگانگی میرسد؛ یعنی او نخواهد فهمید که چه میکند و چرا این کار را انجام میدهد، فقط آن را انجام میدهد و کسی دیگر نفع آن را میبرد.
او نسخهای داشت که در برخی نقاط جهان اجرا شد و مایه بدبختی مردم گردید. حالا رهبر معظم انقلاب با استفاده از یک روایت و وسعت بخشیدن به مفاهیم آن، به مسئله ابتکار، شان، حقوق و... اشاره کرده و مفاهیم اسلامی را گسترش میدهند. رهبری به موضوع اموال باد آورده هم اشاره کرده و لزوم جلوگیری از آن را مورد تاکید قرار میدهند. این تاکیدات و مفاهیم معمولا در چارچوب اندیشهی چپ تعریف میشود. اما اینها همه نظر رهبری نیست.
ایشان چندی پیش در دیدار کارگزاران نظام و دانشجویان، از سیاست های کلی خصوصی سازی دفاع کرده و اجرای آن را دارای مشکل دانسته بودند. موضوعی که چندین بار توسط ایشان مورد تاکید واقع شده و «مردمیسازی اقتصاد» مورد نظرشان بوده است. این امر با اندیشه لیبرال و سرمایهدارانه متفاوت است. در آن اندیشه هرکسی که ثروتمندتر است، بهره بیشتری میبرد. حال اینکه در نگاه رهبری اصل سرمایه مورد احترام است اما عامه مردم باید نفعبرِ خصوصی سازی حاکمیتی باشند و همگان میزان برابری از این امکان را داشته باشند. با این وجود برخی ناآگاهان، دفاع ایشان از خصوصی سازی را در چارچوب اندیشهی راست تعریف مینمایند.
حال سوال این است که کدام طرف درست تر است؟ بنظر میرسد که این اندیشه در یک طرف از این طیف تعریف نمیشود. چراکه واجد معانی از دو طرف است. علت این امر ابتنای اندیشه رهبری بر نگرش اسلامی است. البته ایشان مطالعات مفصلی درباره اندیشه غربی داشتهاند اما چارچوب مربوط به نگرش اسلامی است. لذا در مفاهیم مرسوم متضمن عناصری از دو طرف است. باید این کلیت را دید و البته آن را گسترش داد و تدقیق نمود. چراکه رهبری مکررا گفتهاند در امر اقتصاد متخصص نیستند. این چارچوب و پایه باید با دقت و باتوجه به اندیشه و تجربه غربی و تجربه داخلی، مورد استفاده قرار گیرد و بومی سازی شود.