از تختجمشید تا تالاب انزلی؛ نیلوفری که هنوز زنده است
تالاب انزلی همین حالا با آلودگی، تغییرات اکولوژیک و فشارهای انسانی روبهروست. در چنین شرایطی، حتی رفتاری که در نگاه اول بیاهمیت به نظر میرسد، میتواند بخشی از فشار بیشتری باشد که به این زیستبوم وارد میشود.
فاطمه کاشفیادب - نیلوفر سالهاست همانجا زندگی میکند؛ جایی میان آب، جایی که صبحها نور روی صورتش میافتد و باد آرام از کنارش رد میشود. خانهاش بزرگ است، اما حالا دیگر مثل گذشته امن نیست. آدمهای زیادی برای دیدنش میآیند. بعضی فقط نگاهش میکنند، بعضی عکس میگیرند و بعضی دلشان میخواهد چیزی از او با خودشان ببرند.
اگر هرکس بخشی از آنچه در خانه نیلوفر باقی مانده با خودش ببرد، شاید یک روز برسد که دیگر چیزی برای دیدن باقی نمانده باشد.
خانهای که خودش حال خوشی ندارد
جایی که نیلوفر زندگی میکند، سالهاست روزهای آسانی ندارد.
تالاب انزلی یکی از مهمترین زیستبومهای آبی ایران است که از سال ۱۹۷۵ در فهرست تالابهای بینالمللی رامسر قرار گرفته. محدوده ثبتشده آن حدود ۱۹ هزار و ۵۰۰ هکتار وسعت دارد و برای گونههای مختلف جانوری و گیاهی، از پرندگان مهاجر و ماهیها گرفته تا پستانداران، خزندگان و دوزیستان، زیستگاهی مهم به شمار میرود.
اما وسعت این تالاب، به معنای حال خوب آن نیست.
آلودگی فاضلاب و زباله، رسوبگذاری، تغییر وضعیت آب، گونههای مهاجم، فرسایش و فشارهای انسانی، بخشی از مشکلاتی هستند که سالهاست این زیستبوم با آنها دستوپنجه نرم میکند. تالاب انزلی از سال ۱۹۹۳ نیز در فهرست مونترو قرار گرفته؛ فهرستی که تالابهای بینالمللی در معرض تغییرات نامطلوب اکولوژیک را شامل میشود.
خانه نیلوفر، پیش از آنکه کسی بخواهد چیزی از آن بردارد، خودش به اندازه کافی تحت فشار است.
هر گل، بخشی از این خانه
آنچه روی آب دیده میشود، بخشی از همین زیستبوم است؛ گیاهی که در کنار دیگر موجودات تالاب زندگی میکند و حضورش به چرخه طبیعی این محیط گره خورده است.
یک نفر گل میچیند برای عکس. دیگری برای بردن به خانه. یکی دیگر برای فروش. شاید هرکدام فکر کنند برداشتن یک گل اتفاق بزرگی نیست، اما وقتی این رفتار بارها تکرار شود، دیگر نمیشود آن را یک اتفاق کوچک دانست.
همین نگرانی حالا به شکل یک کارزار هم مطرح شده است؛ کارزاری که میخواهد توجه مسئولان و مردم را به برداشت نیلوفرهای آبی از زیستگاههای طبیعی جلب کند.
«من از دل کویرم»
همین نگرانیها حالا فقط در حد حرف نمانده است. کارزار «حفاظت از نیلوفرهای آبی؛ مسئولیت همه ماست» از ۷ تیر ۱۴۰۵ آغاز شده و تا ۳۰ دی ادامه دارد؛ کارزاری که در آن از سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی و دیگر نهادهای مسئول خواسته شده با برداشت غیرمجاز نیلوفرها از تالابها و آبگیرها و خریدوفروش نمونههای برداشتشده از طبیعت برخورد کنند و درباره آسیبهای این روند اطلاعرسانی بیشتری انجام دهند. این کارزار تا امروز ۶۱۸ امضا گرفته است.
پشت نوشتن این کارزار، اما یک دغدغه شخصی یا حتی محلی نبود. شاهدخت اصالتمنش، نویسنده کارزار، خودش اهل انزلی نیست. وقتی از او پرسیدم چه شد که سراغ نیلوفرهای آبی رفت، گفت: «من از دل کویرم؛ از جایی میام که آب خودش قصهی دور و ارزشمندی داره. شاید برای همین یاد گرفتم طبیعت رو فقط در چیزهایی که دارم نبینم؛ گاهی باید برای چیزی که کیلومترها از من فاصله داره هم نگران باشم.»
شروع ماجرا هم چندان دور از چیزی که هر روز در فضای مجازی میبینیم نبود؛ چند تصویر در اینستاگرام از افرادی که نیلوفرها را از آب کنده و با آنها عکس گرفته بودند. همین تصاویر ذهن اصالتمنش را درگیر کرد. شروع کرد به تحقیق و کمکم متوجه شد آنچه در قاب عکس فقط یک گل زیبا به نظر میرسد، بخشی از یک زیستبوم است و برداشتش از طبیعت میتواند به تالاب آسیب بزند.
اصالتمنش میگوید: «برای من، نیلوفر آبی فقط یک گل نیست؛ بخشی از یک زیستبومه که اگر از دست بره، چیزی بیشتر از یک گل رو از دست دادیم.»
چند عکس در اینستاگرام، در نهایت او را به موضوعی رساند که حالا صدها نفر پای آن امضا گذاشتهاند؛ کارزاری برای اینکه نیلوفر، پیش از آنکه تبدیل به سوغات و کالا شود، همانجا که روی آب زندگی میکند، باقی بماند.
گلی که تاریخ را پشت سر دارد
چیزی که امروز ممکن است برای چند دقیقه عکس گرفتن از آب جدا شود، از هزاران سال پیش روی سنگهای تختجمشید ماندگار شده بود.
نیلوفر در هنر دوره هخامنشی بارها دیده میشود؛ در دست شاهان و بزرگان، در نقشبرجستهها و در بخشهایی از معماری تختجمشید. این گل در فرهنگ ایران باستان با آب و خورشید پیوند داشته و در خوانشهای نمادین، مفاهیمی مانند زندگی، زایش و تجلی برای آن در نظر گرفته شده است.
انگار یک تصویر، راهی طولانی را طی کرده؛ از سنگهای تختجمشید تا سطح آب تالاب انزلی.
آنچه روی سنگ باقی مانده، دیگر نمیتواند از بین برود. اما آنچه امروز روی آب میشکفد، هنوز زنده است و درست به همین دلیل میتواند از بین برود.
زیبایی به قیمت چه چیزی؟
شاید همان لحظه فقط یک گل از آب جدا شده باشد و هیچکس احساس نکند اتفاق مهمی افتاده است. اما طبیعت با جمع همین اتفاقهای کوچک تغییر میکند.
تالاب انزلی همین حالا با آلودگی، تغییرات اکولوژیک و فشارهای انسانی روبهروست. در چنین شرایطی، حتی رفتاری که در نگاه اول بیاهمیت به نظر میرسد، میتواند بخشی از فشار بیشتری باشد که به این زیستبوم وارد میشود.
اصالتمنش درباره نگاهش به این ماجرا میگوید: «قرار نیست هر چیزی که طبیعت با این ظرافت ساخته، به محض ترند شدن تبدیل به کالا بشه؛ بعضی زیباییها باید همونجا که به وجود اومدن، فرصت زندگی کردن داشته باشن.»
نیلوفر قرار نیست سوغات انزلی باشد.
قرار نیست دستهگل شود و روی میز خانهای چند ساعت بیشتر دوام بیاورد.
جای آن روی آب است؛ همانجایی که ریشه دارد، همانجایی که بخشی از زندگی تالاب است.
برای روزی که ما نیستیم
تالاب انزلی را میشود دید، بدون اینکه چیزی از آن کم کرد.
میشود کنار آب ایستاد، نیلوفرها را تماشا کرد و عکس گرفت؛ بدون اینکه دستمان را برای چیدنشان دراز کنیم.
شاید ارزش بعضی چیزها دقیقاً در این باشد که مال ما نباشند.
نیلوفر هزاران سال در نقشها و روایتهای این سرزمین مانده و امروز هنوز فرصتی برای دیدنش در طبیعت وجود دارد. حالا این ما هستیم که باید تصمیم بگیریم این زنجیره ادامه پیدا کند یا نه.
شاید سالها بعد، کسی دوباره کنار آب تالاب انزلی بایستد و همان منظره را ببیند؛ آب، باد و گلهایی که روی سطح تالاب نشستهاند.
و شاید آن روز، دیدنشان ساده به نظر برسد؛ چون ما امروز تصمیم گرفتهایم چیزی از آنها کم نکنیم./ پایان پیام

