«راحله» همسرانه‌های دلنشین همسر یک جانباز قطع نخاعی‌!

شاید نسل جدید ندانند، اما کشور در این ۴۴ سال فراز و نشیب‌های زیادی داشته است تا به این مرحله رسیده است، پس دانستن این اتفاقات حق جوانان است، من هم به سهم خودم می‌نویسم تا شاید گوشه‌ای از ایثارگری‌های خانواده شهدا و رزمندگان را به تصویر بکشم.

کد خبر : 99641
تاریخ انتشار : جمعه 4 آذر 1401 - 10:56
«راحله» همسرانه‌های دلنشین همسر یک جانباز قطع نخاعی‌!

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، نویسنده بسیجی و همسن انقلاب است، سال ۱۳۵۷ وقتی مصاحبه را شروع می‌کنیم می‌گوید: جنگ تحمیلی یک واقعیت است، ما هیچ وقت طالب جنگ نبودیم؛ بالاخص اوایل انقلاب، کشورمان هنوز ثبات پیدا نکرده بود و نیروی نظامی کاملاً مستقر نشده بود. پادگان های مان خالی شده بود. نیروی معاند و مختلف سیاسی و نیروهای نظامی ای که وجود داشت، هر کدام به نوعی پادگان را خالی کرده بودند.

 آن اوایل، ارتش ما انسجام نداشت؛ نه سپاهی وجود داشت و نه از بسیجی خبری بود. مطمئناً آمادگی جنگ را نداشتیم. دولت موقت هم اکثر قراردادهای نظامی را که در زمان طاغوت با دولت های مختلف بسته شده بود لغو کرد.

ما با کسی جنگ نداشتیم، آن زمان در کشور «انقلاب» شده بود و یک تغییر و تحول حاکم بود، مطمئناً ما طالب جنگ نبودیم، این هم بهترین شکار یا لقمه برای تحلیلگران نظامی بود که در آن شرایط بخواهند به ما حمله کنند و تهران را ظرف یکی دو هفته فتح کنند.

من آن زمان سن زیادی نداشتم ولی در جریان تحولات قرار می‌گرفتم، مثل همه مردم ایران.

شاید نسل جدید ندانند، اما کشور در این ۴۴ سال فراز و نشیب‌های زیادی داشته است تا به این مرحله رسیده است، پس دانستن این اتفاقات حق جوانان است، من هم به سهم خودم می‌نویسم تا شاید گوشه‌ای از ایثارگری‌های خانواده شهدا و رزمندگان را به تصویر بکشم.

برای اولین بار کی تصمیم گرفتید که بنویسید؟

هر کسی که شغل یا حرفه‌ای را انتخاب می‌کند، خرده استعدادی از آن در خود حس می‌کند، من هم احساس کردم به نوشتن و ثبت وقایع علاقه دارم و خرده ذوقی، پس به دنبال آن رفتم و در کلاس‌های ادبی شرکت کردم.

آن زمان اساتیدم آقای حری (همسرم) و آقای وحیدی بودند، رفته رفته این استعداد بارورتر شد و توانستم بنویسم.

ناگفته نماند که همسرم مرا در این راه بسیار تشویق کردند، این را هم بگویم که شاید جالب باشد، برای اینکه از وادی ادبیات دور نشویم، روزانه غزل‌های بیدل دهلوی را حفظ می‌کردیم، یعنی یکی از تفریحات ما همین کار بود.

 و چطور شد که نویسندگی را شروع کردید؟

ببینید،  دفاع مقدس گنجینه‌ای است که هنوز ناگفته‌های فراوانی دارد و جا دارد در خصوص آن  واقعا صدها فیلم و سریال ساخته شده و هزاران کتاب نوشته شود، من هم جزیی از این مجموعه هستم.

البته اگر واقع بین باشیم مسائل اخیر را منهای مداخلات خارجی بدانیم باید اعتراف کنیم که بر خلاف منویات رهبر حکیم و عزیزمان در خصوص معرفی ذخایر عظیم انقلاب از جمله دفاع مقدس و شهدا ی گرانقدر کوتاهی کرده و به وظایف‌مان درست عمل نکرده‌ایم.

یعنی اگر فرهنگ دفاع مقدس و بسیج را خوب به نسل جوان امروز منتقل میکردم مطمئنا جوان امروز گمشده خود را در شبکه‌های ماهواره‌ای جستجو نمی‌کرد و فکر و ذهنش آمیخته با مکتب انسان ساز بسیج و شهید بالیده می‌شد.

من معتقدم هر شهید خودش یک مکتب است اگر این فرصت در دست غربی‌ها بود باور بفرمایید تاکنون برای خودشان چه کارهایی که نکرده بودند.

شما دقت کنید، در فیلم‌های خارجی تخیلی و انیمیشن‌ها چه اسطوره‌هایی برای نسل امروز می‌سازند و به عنوان خوراک فکری به ذهن و فکر بچه‌ها تزریق می‌کنند.

در حالی که ما اصلا نیاز به تخیل و خیال پردازی نداریم فقط کافی‌ست قدر داشته‌هایمان را خوب بدانیم.

یعنی هنوز آنچنان که باید و شاید وظیفه خود را ادا نکرده‌اید؟

خب من هنوز خودم را نویسنده حرفه‌ای نمی‌دانم، اما عمده فعالیتم، سیر در زندگی خانواده و نشستن پای صحبت و درد و دل مادران و همسران شهیدانی است که خودشان یک گنجینه هستند.

مادرانی که دفاع مقدس برای آنها یادآور همه خاطرات شیرینی است که با فرزندان دلبندشان داشتند.

و تاکنون چند کتاب چاپ کرده‌اید؟ 

کتاب «راحله» همسرانه‌های بسیار زیبا و دلنشین شهید«قیاسعلی نجفی‌راد» و کتاب «بهتر از مجنون» هم شرح زندگی عاشقانه شهید«محمد میرزاجانی» است.

کمی درباره کتاب‌هایتان توضیح می‌دهید؟

بله کتاب «راحله» داستان زنی است که با داشتن ۵ فرزند همه تلاش خود را برای مداوای همسر قطع نخاعی‌اش انجام می‌دهد و «بهتر از مجنون» روایتی بسیار دوست داشتنی و شیرین از زندگی شهید محمد میرزاجانی و فاطمه افشار است.

امروز که در هفته بسیج قرار داریم به نظر شما چه راهکاری باید در پیش گرفته شود تا فرهنگ دفاع مقدس بیشتر در جامعه ترویج شود؟

به نظرم فرهنگ ایثار و شهادت پس از ۴۰سال به اندازه کافی رشد کرده است، امروز وظیفه مسئولان و دست اندرکاران است است که در ابعاد مختلف فکری‌ آن را ترویج دهند.

فرقی نمی‌کند، ترویج فرهنگ دفاع مقدس چطور باشد، ولی باید در مقابل اقداماتی که دشمن انجام می‌دهد، تاثیرگذار باشد، مثلا چطور می‌شود که به زبان فارسی کارهای زیادی از سوی کشورهای دیگر ساخته می‌شود، پس ما هم می‌توانیم این فرهنگ را به زبان‌های دیگر انتقال و نشر دهیم.

و چه انتظاری از مسئولان در حمایت از نویسندگان در حوزه دفاع مقدس دارید؟

ببینید، ما استعدادهای زیادی در این زمینه داریم که شاید اصلا شکوفا نشده یا شکوفا شده و به خاطر کم محلی آنطور که باید و شاید بارور نشده است، پس باید به این سرمایه‌ها بها دهیم و از آنها برای ترویج فرهنگ دفاع مقدس استفاده کنیم.

پایان پیام/۷۳۰۰۵


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

بالا

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x