تعریف شهید بهشتی از جمهوری اسلامی چه بود؟/ دو رکن اساسی برای اقامه نظام اسلامی

شهید بهشتی گفته بود: جمهوری اسلامی، حکومتی است که با پذیرش و انتخاب آزادانه اکثریت ملت به قدرت می‌رسد. ملت بیدار باشید، باید حکومتی را انتخاب کنید که در آن حکومت عامل زور و عامل تهدید مورد بهره‌برداری احدی قرار نگیرد،

کد خبر : 99093
تاریخ انتشار : پنجشنبه 3 آذر 1401 - 14:39
تعریف شهید بهشتی از جمهوری اسلامی چه بود؟/ دو رکن اساسی برای اقامه نظام اسلامی

به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه ملت بیدار آنلاین، انقلاب اسلامی به قول متفکرین غربی در برهه‌ای رخ داد که همگان گمان می‌بردند که دیگر عصر انقلاب‌ها به سر رسیده و نظم جهانی‌ که سال‌ها از آن سخن می‌رفت، شکل گرفته است. اما پیروزی نهضت اسلامی و به وجود آمدن انقلاب خودانگیخته ایران با ارائه مدل جدید حکومتی معادلات را عوض کرد. میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی و از نظریه‌پردازان پست‌مدرنیسم اگرچه ملحد بود و اعتقادی به خدا نداشت اما انقلاب اسلامی و معنویت آن‌ را تنها راهبرد مبارزه با گفتمان قدرت لیبرال دموکراسی ارزیابی می‌کرد. 


میشل فوکو

در این راستا چیستی ماهیت جمهوری اسلامی، به عنوان الگوی مطلوب حکومتِ پساانقلاب ۵۷ همیشه مورد سؤال از سوی مردم و ایراد از سوی مخالفان بوده است. یکی از راه‌های شناخت حکومت‌ها، توجه به آرای رهبران و بزرگان آن است. در ادامه بخش‌هایی از یک گفت‌وگوی تلویزیونی را از شهید بهشتی می‌خوانید. این دانشمند انقلابی در تبیینی گویا و روشن، حقیقت جمهوری اسلامی را بیان می‌کند و بر اتکای این حکومت بر رأی و پشتیبانی مردمی صحه می‌گذارد. بخش‌هایی از سخنان این شهید مظلوم را می‌خوانید:

شعار تکان‌دهنده و سؤال برانگیزِ «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»

 از آغاز مرحله اخیر انقلاب، رهبری انقلاب با تیزبینی و ژرف‌نگری روی این نکته تکیه داشت که عامل اصلی همه خرابی‌ها در کشور ما عبارت است از رژیم، نوع حکومت و به‌خصوص مسأله بی‌پایه سلطنت و این مکرر اعلام شد. به همین جهت بود که در یکی دو سال اخیر مرد و زن مسلمان انقلابی ما در شعارهای تکان‌دهنده راهپیمایی‌هایشان بیش از هر چیز با شور و عشق فراوان روی این شعار تکیه کردند و فریاد زدند «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی». از موقعی که حکومت اسلامی به عنوان بحث اصلی در شعار انقلابیون ایران مطرح شد، مکرر این سؤال پیش آمد که حکومت اسلامی به چه شکلی است؟ و برای پاسخ به این سؤالِ عمقی بود که رهبری اعلام کرد در نخستین مرحله پیروزی انقلاب، شکل حکومت شما جمهوری اسلامی خواهد بود.

مونارشی، حکومت شاهنشاهی مطلقه یا مشروطه

باید درباره اصل جمهوری توضیح بدهم. در جامعه‌های بشری، حکومت یا حکومت فردی است که یک فرد به اتکاء قدرت در زیر برق سرنیزه با استفاده از لوله تفنگ و با استفاده از تانک و زره‌پوش، زمامداریش را بر مردم تأمین می‌کند و یک تنه مبدأ و منشأ قدرت، تصمیم‌گیری، قانون و اجرای قانون می‌شود که در اصطلاح اروپایی به آن می‌گوییم «مونارشی». در ترجمه آن در زبان فارسی، می‌توانیم بگوییم پادشاهی که گُنده‌ترش کردند به اسم شاهنشاهی و در اصطلاح غربی می‌گوییم سلطنت که سلطنت می‌تواند مطلق باشد و می‌تواند سلطنت مشروطه باشد. ولی به هر حال در رژیم سلطنتی، مطلب آن است که یک فرد زمام‌دار جامعه شده که این سمت زمام‌داری را به اتکاء قدرت یا وراثت صاحب قدرت و زورمند دیگری به دست آورده است.


تاج، نماد حکومت‌های تمامیت‌خواهِ مونارشیستی است

آریستوکراسی، حکومت نخبگان 

نوع دیگر حکومت، عبارت است از حکومت یک گروه از افراد برجسته بر یک جامعه که زمامداری را به دلیل داشتن امتیازات خاص به دست آوردند. از میان انواع مختلف این نوع حکومت، دو نوعش بسیار معروف است، یکی حکومت گروه برگزیدگان و اشراف و کسانی که از نظر روحی و فکری و بلند اندیشی، ویژگی‌ها و امتیازاتی دارند که از آن در اصطلاح اروپایی به «آریستوکراسی» نام برده می‌شود که در زبان ما ترجمه‌اش به اسم برگزیدگان آمده است.

نوع دیگرش این است که گروهی به دلیل داشتن ثروت و دستیابی بر سرمایه و زَر توانسته‌اند به قدرت برسند و زمامدار شوند که از آن تعبیر می‌شود به «الیگارشی» که ما هنوز معادل معروف فارسی برایش نداریم و می‌توانیم بگوییم حکومت ثروتمندان. در اینجا نیز یک گروه  بر مردم حکومت می‌کند و توجیه می‌کند حکومتش را که از نظر روحی، فکری یا از نظر قدرت اقتصادی به دست آورده است. حکومت اقلیتی ممتاز بر اکثریت.


افلاطون، از معتقدین و طرفداران حکومت آریستوکراسی بود

حکومت متکی به مردم

نوع سوم، حکومتی است که نه در پرتو سرنیزه و قدرت و زور و نه به دلیل داشتن امتیازات خاص و ثروت، بلکه زمامدار، سمت و منصب و قدرتش را از حمایت مردم، توده مردم و خلق می‌گیرد. آن‌ها هستند که او را به این سمت برمی‌گزینند یا می‌پذیرند. این نوع حکومت در یونان باستان به نام حکومت گرفته شده از عامه یاد می‌شد.

در فرهنگ سیاسی داریوش آشوری چاپ هشتم صفحه ۷۱ آمده است، جمهوری نوعی حکومت است که در آن جانشینی رئیس کشور، موروثی نیست و مدت ریاست محدود است و انتخاب با رأی مستقیم یا غیرمستقیم مردم انجام می‌شود. جمهوری از نظر مفهوم کلمه، غالباً متضمن درجاتی از دموکراسی نیز هست، اما در عین حال بر بسیاری از دیکتاتوری‌های غیرسلطنتی نیز اطلاق می‌شود و در این وجه صرفاً به معنای غیرسلطنتی است. در فرهنگ معین می‌گوید: جمهوری، طرز حکومتی است که رئیس کشور از جانب مردم برای مدتی معین انتخاب می‌شود. بنابراین رابطه بین جمهوری و آن مفهومی را که می‌خواهیم در این توضیح برای جمهوری اسلامی بیان کنیم، به خوبی دریافتید و روشن شد که این رابطه‌ای است اصیل و ریشه لغویش چیست.


فوکو: شخصیت آیت‌الله خمینی پهلو به افسانه می‌زند. امروز هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی‌، حتی به پشتیبانی همه رسانه‌های کشورش، نمی‌تواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چنین شخصی و چنین نیرومند دارند.

سازگاری اسلام با «جمهوریّت» چگونه است؟

 ببینیم آیا از میان این چند نوع حکومتی که برشمردیم، کدام یک از این‌ها با مبانی اسلام سازگارتر است. در میان این‌ها، نوع جمهوری با مبانی اسلام از نظر زمام‌داری سازگارتر است. حکومت در یک جامعه اسلامی یک وقت دیگر در زمان پیغمبر مطرح بود و یک وقت در زمان ائمه شیعه مطرح می‌شود و یک وقت در زمان ما. بحثی که می‌خواهم کنم مربوط است به امروز ما.

طبق مبانی اسلامی در عصر ما، حکومت، زمامدار، حاکم صرفاً باید سمت و قدرت خودش را از آرای مردم بگیرد. کسی حق دارد زمامدار مردم باشد که برگزیده مردم یا لااقل پذیرفته مردم یا مورد حمایت مردم باشد. هیچ‌کس حق ندارد در مبانی اسلام که ولایت و زمام‌داری خودش را بر مردم تحمیل کند و برخلاف رضایت آن‌ها و خلاف پذیرش و تمایل آن‌ها و برخلاف انتخاب آن‌ها. چرا؟ برای اینکه کسی که آمد بر خلاف خواست مردم به آن‌ها گفت من آقا بالا سر شما هستم، من حاکم بر شما هستم، می‌خواهید بپذیرید یا می‌خواهید نپذیرید و… این آدمی است که با زور و از روی انگیزه تفوق‌طلبی آمده است، سمتی را برای خودش ادعا کرده است. تفوق‌طلبی و برتری‌طلبی در قرآن و طبق ایدئولوژی اسلامی مردود، مطرود و مایه فساد و مایه تیره‌بختی در دنیا و آخرت است.

امتیاز‌طلبی و حکومت رانتی؟ مطلقاً ممنوع!

خلاصه می‌کنیم که مبانی عالی اسلام به طور کلی امتیازطلبی را محکوم می‌کند و می‌گوید هیچ‌کس نمی‌تواند رابطه‌اش را با دیگران بر مبنای امتیازطلبی یا تفوق‌طلبی استوار کند. خب سلطنت چیست؟ سلطنت این بود که یک شخص می‌گفت من فرمانروای شما هستم چون زور دارم، چون پدر من زور داشته و من وارث مقام از او هستم، و موقعی که پدر می‌خواست او را به عنوان ولیعهد و جانشینی خودش بر مردم تحمیل کند لابد براین عقیده بود که ولیعهد پسر بزرگش، دارای امتیازات و ویژگی‌های خاص است که حتماً بهتر از دیگران می‌تواند کشور را اداره کند. طبیعی است که این نوع تفوق‌طلبی چه برای فرد و چه برای گروه مطرود است. خُب چی می‌ماند؟ یک چیز است، آن هم حکومتی است که زمامداریش را بر مردم تحمیل نکند و از طریق انتخاب مردم و پذیرش مردم به سر کار بیاید.

دو شرط اساسی برای اقامه جمهوری اسلامی

با توجه به تعاریف‌ بالا که از انواع حکومت داشتیم، حکومت ما چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟ یک پایه از جمهوری اسلامی این است: جمهوری اسلامی نوع حکومتی است که با پذیرش و انتخاب آزادانه اکثریت ملت به قدرت می‌رسد. این یکی از اساسی‌ترین پایه‌های جمهوری اسلامی است. ملت ایران بیدار باشید، هوشیار باشید از هم اکنون باید حکومتی را انتخاب کنید که در آن حکومت، عامل زور و عامل تهدید به هیچ عنوان برای رسیدن به هیچ سمتی از سمت‌های اجتماعی، مورد بهره‌برداری احدی قرار نگیرد. این پایه اساسی است. به نظر ما همه مسائل دیگر باید از اینجا پایه بگیرد.

خُب هر حکومتی که بر اساس رأی آزادانه مردم سر کار بیاید، جمهوری اسلامی است؟ نه، این مورد شرط لازم است اما شرط کافی نیست. شرط دومی نیز دارد و آن این است وقتی اکثریت مردم کشور مسلمانند، این مسلمانان اگر فردی را با رأی آزاد برای زمامداری انتخاب کردند، خودبه‌خود از این زمامدار می‌خواهند که این حکومت و این نظام، خودش را در اداره مملکت نسبت به مقررات و تعالیم اسلامی، ملتزم و متعهد بداند. متعهد باشد که جامعه و کشور را بر اساس تعالیم سعادت‌بخش اسلام اداره کند.

پایان پیام/


برچسب ها :میشل فوکو

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

بالا

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x