آدم‌کشی در پوشش اعتراض، شگرد رسانه‌های بیگانه/ از فیلترینگ حبابی چه می‌دانید؟

کارشناس رسانه و پژوهشگر علوم اجتماعی گفت: ایستکاه اول تلاش رسانه‌های معاند برای ترور مردم، ترور رسانه‌های داخلی بود.

کد خبر : 97490
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 آذر 1401 - 16:11
آدم‌کشی در پوشش اعتراض، شگرد رسانه‌های بیگانه/ از فیلترینگ حبابی چه می‌دانید؟

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های ملت بیدار آنلاین، صد و چهل و یکمین برنامه زنده «امواج شبهه» شبکه رادیویی گفت و گو با عنوان « بررسی سه رمز عملیاتی رسانه‌های بیگانه، اغتشاش، اعتصاب و ترور» با حضور کارشناسان، علی اکبر غلامی (مدیر بخش فارس پلاس ملت بیدار آنلاین)، دکتر علیرضا داودی (کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی)و دکتر علیرضا محمد لو(کارشناس رسانه و پژوهشگر علوم اجتماعی) به ساخت آشوب های فرآیندی در ایران، پشت پرده عملکرد رسانه های بیگانه و شگرد ها و تکنیک ها رسانه ای می پردازد.

آدم‌کشی در پوشش اعتراض، شگرد رسانه‌های بیگانه

علی اکبر غلامی، مدیر بخش فارس پلاس ملت بیدار آنلاین در باب وقایع اخیر در کشور گفت: به نظر می رسد که در این فتنه ترکیبی با توجه به آمادگی قبلی جریان های تجزیه طلب و ضد انقلاب برای ایجاد یک پروژه، ماجرای فوت مرحومه مهسا امینی موجب شد تا آن ها بتوانند از این فرصت ایجاد شده بهره ببرند. قرار بود که با هر واقعه ای یک بیانیه سیاسی شکل بگیرد که در لایه های مردمی و دانشجویی پیگیری شود و اعتراضات، تحصن ها و اعتصاب ها، آشوب، براندازی و تجزیه طلبی اتفاق بیوفتند اما در ماجرای اخیر به این نتیجه رسیدند که از پله سوم به ماجرا بپردازند و ابتدا وارد عرصه آشوب و سپس وارد عرصه اعتصاب، کشته سازی و ترور شوند.

وی در ادامه به روایتگری دروغ توسط رسانه های خارجی و داخلی، توسط رسانه، احزاب و نخبگان سیاسی جریانی خاص، در کشور پرداخت و تصریح کرد: این رسانه ها مدعی بودند مهسا امینی با خشونت و ضربه به سر به خاطر بحث حجاب کشته شد و در رسانه ملی نیز همان عناصر اصلاح طلب این موضوع را بدون هیچ سند و شاهدی اعلام کردند و گفتند این که فردی بدون هیچ سابقه بیماری بیوفتد زمین، امکان پذیر نیست و قطعا اتفاقی رخ داده است.

مدیر بخش فارس پلاس ملت بیدار آنلاین با اشاره به رسانه ای شدن روایت دوم از سوی مسئولان انتظامی افزود: پس از این اتفاق و روایت دوم توسط مسئولان نیروی انتظامی از این ماجرا قدم بعدی آغاز شد، اگر این روایت در همان روز های اول اتفاق می افتاد شاید این اتفاقات در این سطح رخ نمی داد. زمانی که این روایت رسانه ای شد و بسیاری از معترضین به این نتیجه رسیدند که اتفاقی برای این خانم نیوفتاده است و ناگهانی فوت کردند فضا را به این سمت بردند که بتوانند آشوب را کلید بزنند.

وی در ادامه عنوان کرد: همان طور که دیدید، شیرین عبادی در برنامه چشم انداز صراحتا اعلام می کند که معترضین در خیابان حق دارند برای کاهش خشونت پلیس، نیروی امنیتی و بسیجی بکشند و اگر این خشونت موجب کشته شدن هم بشود ایرادی ندارد چرا که با هدف کاهش خشونت است. در واقع خط آشوب و ادم کشی را در همان ابتدای ماجرا توسط جریان رسانه ای خارجی مشاهده می کنید در ادامه جریان نیز می بینید که این خط اغتشاش به سمت رهبری دانشجویان می رود، در همین راستا یکی از روزنامه های اصلاح طلب داخلی نیز به این وقایع می پیوندند.

غلامی با بیان این که ایجاد خشم نسبت به نیروی انتظامی و نیروی مدافع امنیت از سوی نیرو های ضد انقلاب رهبری می شود، گفت: در قدم چهارم که همزمان با آشوب و اعتراض شروع می شود سه خط رسانه ای توسط ضد انقلاب و امتداد داخلی جلو می رود، یکی ایجاد خشم نسبت به نیروی انتظامی و نیروی مدافع امنیت است و خط دوم که در موازات این خط پیش می رود ایجاد دو قطبی میان مردم با نام مدافع و مخالف حجاب است.

مکانیزم رفتاری رسانه‌های بیگانه در ایران

دکتر علیرضا داودی، کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی در رابطه با مکانیزم رفتاری رسانه های بیگانه در ایران گفت: مدیریت قبل از شروع بحران، مدیریت بحران و عملیات میدانی و اتفاقات بعد از بحران زمانی که از آن تحت عنوان استمرار بحران یاد می کنیم، سه مسئله جدی هستند که مطرح می شوند. اتفاقی که ظرف ۴۰ سال گذشته با وجود تغییر کیفیت ها شاهد بودیم، روش های عملیاتی یکسان است. مسئله ترور سه گزینه را معمولا در دستور کار خود قرار می دهد، مسئله اول، ایجاد حس رادیکال شدن به افرادی که در حوزه میدان و رسانه فعالیت می کنند، رسانه های بیگانه در کشوری که به صورت مزدوری برای آن ها کار می کنند معمولا یک شبکه در اختیار دارند. مویرگ های این شبکه ها زمانی که می خواهند فعال یا مسدود شوند اگر مسیر اصلی مسدود بشود معمولا با فعال کردن این مویرگ ها کجددا مسیر اصلی را احیا و باز می کنند.

وی مسئله دوم را تصویر سازی در میدان برای مانور روی رسانه دانست و خاطر نشان کرد: زمانی که میدان خالی از قوه اغتشاشات می شود، خلق تصاویر شگفت آور برایشان به حداقل می رسد و امکان اتصال خودشان به مخاطب را از طریق ایجاد هیجانات و فضای رادیکال را ندارند بنابراین باید فضا را بواسطه ترور بسازند. مسئله سوم، ایجاد تردید ثبات امنیتی، اجتماعی و انتظامی در ذهن مخاطبی که با ترور مواجه می شود است، استمرار خط ترور در رسانه ها، معمولا به مثابه ایجاد نوعی حفره ذهنی از باب امنیت اجتماعی و روانی در ذهن مخاطب ایجاد می کند. اغتشاشات و اعتصاب آغاز و پایان مشخصی دارند اما ترور معمولا انتهایی به لحاظ ذهنی و روانی ندارد و موجب خلق میدان پس از میدان در رسانه های بیگانه می شود.

این کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی در ادامه گفت و گو به این موضوع پرداخت که این رسانه ها با اغتشاش ذهنیت مخاطبان خود را مملو از محتوا می کنند و بعد به مرحله اعتصابات و ترور می رسند. معمولا این سینوس از نقطه اوج خود به سقوط و مجددا به اوج می رسد که اصلاحا به آن ریسک روی ذهن مخاطب می گویند، چون ذهن مخاطب اگر سکته کند و نتواند با او همراهی کند معمولا فاز ترور بخش ابطال ارتباط مخاطب با رسانه می شود و مخاطب دیگر نمی تواند با رسانه ارتباط بگیرد. انتقال مسئولیت در بحث ترور معمولا اینگونه است که مسئول اعتراضات را شما می دانند تا مخاطب بپذیرد، در اعتصاب این را واکنش حجمی و جمعی بخشی از فعالین می دانند اما در ترور موضوع توقع مخاطب از حاکمیت مطرح می شود که مسئولیت را ضریب می دهد و موجب ایجاد حفره می شود، بین حفره انتقال مسئولیت، سینوس ایجاد شده و میدان پس از میدان، رسانه می خواهد در این حوزه تمرکز خود در میدان را اثبات کند.

از دست دادن بخشی از مرجعیت رسانه‌ای در داخل

دکتر علیرضا محمد لو، کارشناس رسانه و پژوهشگر علوم اجتماعی با بیان این که چگونگی تفسیر ما از ترور اهمیت بسیاری دارد، گفت: ذهنیت غرب این است زمانی که دست این فرآیند پژوهان و پشت صحنه ماجرا از مصادره افکار عمومی خالی شد، به سمتی رفتند که تیر خلاص را زود تر بزنند و درفرآیندی که در نظر داشتند قرار بر این بود که فضای آنارشیستی را رقم بزنند. ترور در ذهنیت افکار عمومی اینگونه جا افتاده است آنارشیست، هرج و مرج، از دست دادن تمامیت ارضی، حاکمیت دچار بحران شده و امکان حکومت داری نیست و این مدل از تفسیر چیزی بود که غرب در صدد عملی کردن آن بود. در این طرف ماجرا زمانی که فرآیند را از ابتدا بررسی می کنیم با الگوریتم اغتشاشات رو به رو می شویم این که ترور در واقع انتقام از جمهوریت توسط غرب بود، زمانی که در برابر افکار عمومی ناچار شدند.

استوارت هال در رابطه با نوع ارتباط گیری و رمزگشایی در رسانه، از سه نوع رمزگشایی یاد می کند، نوع ارتباط گیری و رمز گشایی در رسانه زمانی که فرآیند پیام از دوره رویکرد انتقالی به دوره رمز گشایی و رمزگزاری طی می کند، سه نوع رمزگان را شامل می شود. یکی موضع مسلط، رمزگذاری هژمونیک است که در رابطه با شیوه بازنمایی زمانی است که فرستنده به گیرنده پیام می رساند و حاکمیت تعیین می کند که این معانی چی هستند و نشانه ها چه معانی دارند. نوع دیگر رمز گشایی، رمزگشایی توافقی است، یعنی مردم با حاکمیت به یک صلح رسیده اند و مدل سوم رمزگشایی، رمزگشایی تقابلی است، یعنی معانی و مفاهیمی که به کار می برید در ساحت افکار عمومی به صورت ضد خودش معنا پیدا می کند به عنوان مثال زمانی که شما از منافع ملی صحبت می کنید مردم این را منافع حزبی معنی می کنند.

ایستکاه اول تلاش رسانه های معاند برای ترور مردم، ترور رسانه های ما بود، این که فرا روایت های ما را از مسیر رسانه، تصاویر و انگاره های آن بزنند. استوارت هال می گوید زمانی که رمز گشایی به حالت تقابلی در آمد، با یک توئیت یا عبارت می توانید کار یک روایت را انجام بدهید و این اتفاق به زعم آن ها اینچنین بود یعنی فکر می کردند در افکار عمومی به این فرآیند رسیده اند اما این اتفاق نیوفتاد و رسانه های ما هنوز آن مرجعیت خود را دارند.

نقش فیلترینگ حبابی در جهت‌دهی به افکار عمومی

محمدلو با اشاره به این که کل درگیری روی دو تا نقطه، ایجاد فضای فرا واقعیت و گویا تر از حقیقت که فضای عمومی را بگونه ای رقم بزنند که مخاطب فکر کند این صدای عامه مردم است، گفت: همان طور که می بینید این روز ها علیه تیم ملی بسیاری از بازیگران اظهار نظر کرده اند که این تیم ملی، تیم منتخب مردم نیست. در حالت خوش بینانه اگر این ها را عامل بیگانه حساب نکنیم بحث فیلترینگ حبابی پیش می آید که چگونه یک سلبریتی با تعداد محدودی فالور مقابل تیم ملی به نام مردم موضع می گیرد. این جا این سوال مطرح می شود که مردم از نظر شما چه کسانی هستند؟

وی ادامه داد: زمانی که اتفاقی در رسانه می افتد ما برای این که واقع نمایی و واقع پردازی داشته باشیم به جای تعمیم در رسانه بایستی وارد فاز تقسیم شویم. یعنی شما به جای این که ۸۰میلیون را تعمیم به ۸۰ میلیون دهید باید تقسیم بر ۸۰ میلیون کرد تا تعداد واقعی مردم را به نمایش بگذارد. بزرگترین حسن فوتبال این است که صدای مردم و زبانی بین المللی است و تهدیدی که علیهشان هست را می خواهند به فرصت تبدیل کنند. در فضای خوش بینانه فیلترینگ حبابی می بینیم که مردم دچار مغالطه سیاسی شده اند. ما در منطق می گوییم مغالطه به این نحو رخ می دهد، در باز است، باز پرنده است بنابراین در پرنده است، می بینید چون مقدمات را به درستی سپری کردید و حواستون نبوده است دچار مغالطه شده اید.

در فیلترینگ حبابی ماهیت فیلتر بودن قبل حفظ می شود اما یک تفاوت اساسی وجود دارد، در فیلترینگ حبابی شما از کاری که بطور نامحسوس برایتان انجام می شود بر خلاف فیلترینگ هوشمند ناراحت و عصبی نخواهید شد، بلکه احساس می کنید چقد خوب که زود و سریع به مطالب باب میلتان رسیدید. در حقیقت  احساس رضایت از دسترسی به آنچه می پسندید خواهید داشت، این نوع از فیلترینگ با پنهان کاری به اهداف خود می رسد.

ترور فرکانس پایین جایگزینی برای ترور کور/ رد پای منافقین در اغتشاشات اخیر کشور

داودی با بیان این که رسانه های بیگانه یا پیمانکار سرویس ها در سراسر دنیا سه مسئله را به عنوان دستورکار اصلی همیشه در برنامه های خود قرار دادند، گفت: در ماجرای ندا آغا سلطان، او یک کیس آزمایشگاهی بود و نتوانستند از این واقعه داستان درست کنند اما در ارتباط با مسئله ای که در ایران اتفاق افتاد به دلیل ویژگی های خود کیس، سه مورد جدید را دیدیم که این رسانه ها در رابطه با ترور ورود کردند. ما تا به امروز موضوع ترور فرکانس پایین را تجربه نکرده بودیم، هر چه فرکانس پایین تر می آید میزان بلندی برای مخاطب بلند تر می شود، این بار به اسم ترور کور اما هدفمند و کور این اتفاق در حال رخ دادن است. این جنس از ترور، از جنس مشاوره منافقان با این رسانه ها است، یعنی صاحب ترور در ایران منافقین هستند، این به این معنا است که همچنان منافقین در متن و بطن رابطه سه گانه بین رسانه، سرویس ها و دسک ها حضور دارند.

وی در ادامه ضمن تاکید بر این که یک سیستم امنیتی یا رسانه ای زمانی که دم به دم انبار لجستیکی منافقین می دهد، مسئله پیچیده تر می شود، افزود: بنابراین این اولین مسئله ای است که در این دوره انجام دادند. مورد دوم، رابط های انتقال برای فرم بود، شعار دادن و شعار نویسی دو مقوله متفاوت است، شما زمانی که طول موج را پایین می آورید و عمق را گسترش می دهید حتما به یکسری از ابزار ها مسلط می شوید و یا می خواهید که این ها را عملیاتی بکنید. شعار دادن، زمانی که طول موجش بلند و فرکانسش کوتاه می شود، دیگر فراوانی را در بر نمی گیرد بلکه زمان را در اختیار دارد، انتقال از فراوانی نفر به افزایش طول زمان به معنای کش دادن میدانی که در فرامیدان از دست رفته به اتفاقات بعدی است. به همین دلیل است که می بینیم رابط بین این زمان ها را با فراخوان ها پر می کنند.

کارشناس ارشد رسانه و علوم شناختی خاطر نشان کرد: مسئله سوم نیز در این مورد است، معمولا یک رسانه در حوزه بیگانگان زمانی که می خواهد عملیات کند، ابتدا ورود می کند، جمع می کند، اقمار می زند و محتوا را پهن می کند اما این بار مسئله متفاوت است، اساسا رسانه های بیگانه از مرحله اعتصاب به این طرف پرسپکتیو ندارند، یعنی نمی توانیم بگوییم نقطه کانونیشان کجاست، این دو تحلیل را به ما می دهد، یا کار از دستشان در رفته است که باور پذیر نیست و یا به جای نقطه ضرب، پهنه ضرب را به عنوان مدل انتخاب می کنند. برای شفاف تر شدن این موضوع می توان به تفاوت درد قرار گیری نوک خودکار و سر قندان بر کف دست اشاره کرد، زمانی که نوک خودکار را بر روی دست فشار می دهید درد ایجاد می کند و فوری آن را بر می دارید اما زمانی که سر قندان را بر روی دست فشار می دهید چون پهنه بیش تری را در بر می گیرد درد را به سرعت حس نمی کنید، چرا که نقطه ضرب درد ایجاد می کند اما پهنه ضرب التهاب را در پیش دارد، مدل ترور ناشی از التهاب سراسری به لحاظ ذهنی خطرناک تر از تعداد شهدایی است که از ما می گیرند و یا کشته هایی است که خودشان می دهند. موضوع التهاب در کل کشور برای زنده نگهداشتن ترور موضوعی و موضعی است، و این از یک باب مسئله را جذاب تر می کند، توسل به مدل های جدید به معنای از دست دادن همراهی مخاطب در میدان وسیعی است که طراحی کردند، بنابراین می بایست مردم سازی، نفر سازی و گروه سازی کنند.

چگونگی تبدیل یک پدیده به فرهنگ

محمدلو با تاکید بر این که در همه تحلیل های می بایست جانب افکار عمومی را مورد بررسی قرارداد، تصریح کرد: چرا که در کف میدان فرا واقعیت از ظرفیتی برخوردار است و زمانی که جامعه مقاومت ذهنی و میدانی اش بالا رفت به جای این که مخاطب دچار آنارشیست شود در واقع خود عمل کننده دچار بحران می شود. التهاب ماندگار یا زخم های مزمن بحثی جدی است، باید دید چگونه باید تقویم اغتشاشات را مختل کرد و اختلالات رسانه ای و پیام های رسانه ای خودمان را ریکاوری و بازیابی کنیم. ما باید برگردیم تا پیام هایمان را به درستی مطرح کنیم که ممکن است در این مسیر نیازمند مهندسی معکوس نیز باشیم تا به این موضوع بپردازد که اساسا چگونه فرآیند اغتشاش و آشوب ذهنی رخ می دهد.

این کارشناس رسانه و پژوهشگر علوم اجتماعی ضمن اشاره به این که شخصیتی به نام راجرز در خصوص این که چگونه پدیده تبدیل به فرهنگ می شود پنجگانه ساده ای از دسته بندی مردم را مطرح می کند، گفت: در فاز اول از نوآور ها شروع می شود که وارد کننده پدیده یعنی اولین دریافت کنندگان یا واردکنندگان هستند، فاز دوم زود پذیر ها هستند که به نوآور ها بسیار نزدیک هستند، طیفی حداقلی که سریع آرایش می گیرند و دریافت و مصرف می کنند و اهل بازنمایی و نمایش هستند. در فاز سوم اکثریت زود را داریم که تحت تاثیر قرار می گیرند و در فاز چهارم اکثریت دیر و در فاز پنجم دیر پذیر ها را داریم. این ها با دیر پذیر ها و اکثریت دیر خیلی کاری ندارند اما سه فاز دیگر برایشان حائذ اهمیت است که در این فاز سکته زدند، تا یک جایی پیش رفتند، مغالطه سیاسی و رسانه ای رقم خورد، معترضین را به نام خود مصادره کردند اما زمانی که فاز خشن ماجرا رو شد، رسانه ما سکته رسانه ای ده روز اول خود وعقب ماندگی اش را تا یک جایی جبران کرد. ما زمانی که در ایستگاه روایت می بازیم، باید در ایستگاه تبیین ماجرا را جمع کنیم، همچنین در فاز شناختی که فاز بسیار مهمی است باید سعی کنیم که عملکرد خوبی داشته باشیم.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی رادیو گفت‌وگو

پایان پیام/


برچسب ها :ترور

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

بالا

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x